تبليغاتX
تهرانشهر
دست نوشته های یک شهروند ساده

نمي دانم براي آنها كه تا ديروز از برخوردهاي جديد نيروي انتظامي با اين به اصطلاح اشرار محلي و منطقه اي دفاع مي كردند و به خاطر آن« دست پليس را مي بوسيدند» ديدن تصاوير مربوط به برخورد فاجعه آميز همين پليس با يك مادر و دختر به اصطلاح بدحجاب كه با تعاريف ناجا مي تواند خواهر ، مادر و همسر ما باشد چه حالي پيدا مي كنند.

آيا آنها هنوز هم دستان پاك پليس را مي بوسند يا نه كمي به فكر فرو رفته و به شباهت هاي ميان اين برخوردها دقت مي كنند. به نظر من كه اين كارهاي پليس حتي آن قسمتي كه با اشرار صورت مي گيرد يك جور تقديس خشونت است از آن جنسي كه فوكو در رابطه با زندان در كتاب تاريخ جنون خود مي گويد. براي اين مدعا دلايل متعددي هم دارم،‌ شما هم داريد فقط كافي است كه كمي به ذهنتان فشار بياوريد و سابقه اين قبيل برخوردها را يك مروري كنيد. اين شيوه در زمان فرماندهي آقايان طلايي و قاليباف در شهرتهران و كشور ايران مد شد. ابتدا فقط سوار بر الاغ مي كردند،‌اولين بار در منطقه 17 و توسط سرهنگي كه خودش بعدها به جرم ........ ظاهرا روانه زندان شد. بعدتر به همراه الاغ آفتابه هم به اشرار اضافه شد اما هنوز هيچ ماموري حاضر نبود خود را در كنار اين تصاوير ثبت كند. اين به اصطلاح اشرار هم لباس هايشان تميز بود و آثاري از كتك را بر چهره نداشتند. اما اين كارها هيچكدام اثرگذار نشد و اشرار همچنان ماندند كسي هم گله نكرد بنابراين در مرحله بعد كه اكنون باشد پليس آفتابه را از گردن افراد برمي دارد و در دهان آنها مي گذارد،‌كتكشان مي زند و خونين و مالين در انظار ظاهر مي كند و حتي در كنار آنها عكس يادگاري مي گیرند

 

 

 و در نهايت توجيه مي كنند كه اينها مخل امنيت عمومي هستند. به نظرمن اين يعني تقديس خشونت. مسيري كه در يك سير منطقي به برخورد ديروز پليس با آن مادر و دختر مي رسد. به هر حال اگر آنها اشرار هستند اينها هم بدحجاب تعريف مي شوند و هر دو مخل امنيب اجتماعي و عمومي هستند. البته اشتباه نكنيد مخالف برخورد با اشرار نيستم ، بعضي از اين افراد را به خصوص آنهايي كه در منطقه فلاح چرخانده شدند را مي شناسم چون حدود 20 سال آنجا زندگي كردم و بزرگ شدم. به عبارتي مي دانم عرق خوردن و بعد خيابان بستن براي اينها يك هنر محسوب مي شود،‌در خيابان دختران را به زور بوسيدن يك افتخار است و سنجش جرات با تعداد چاقوهايي است كه خورده اند اما با اينحال با اين برخوردها مخالفم اول به خاطر اينكه انسان هستند حتي از نوع شرورش، دوم به خاطر اينكه بي تاثير است و سوم به خاطر اينكه قبح خشونت را در جامعه از بين مي برد و به برخوردهاي مشابه با آنچه در هفت تير اتفاق افتاد منجر مي شود. هر چند مي دانم  كه اين چند سطر هم جز آرام كردن خود من كار ديگري نمي تواند بكند و هيچ چيز ي هم به موضوع كم يا اضافه نمي كند. دلم براي خودمان مي سوزد، براي خواهر و مادر و همسر احتمالي ام كه بيشتر به خصوص وقتي كه بداند و بدانم هيچ كاري از دستم  برنمي آيد.

نوشته شده توسط مهدي افروزمنش در ساعت 20:15 | لینک  | 

موج دوم تغييرات شهرداري تهران در راه است و به دنبال آن محمدباقر قاليباف قصد دارد يك‌دستي بيشتري را در شبكه مديران شهرداري ايجاد كند. او كه پيش از اين و در روزهاي انتخاب شهردار نيز تغييراتي در سطح مديران مياني ايجاد كرده بود ظاهراً قصد دارد با تكميل اقدامات پيشين خود، حوزه‌هاي ديگر مديريتي را نيز مدنظر قرار بدهد. برخي از گزارش‌هاي رسيده حكايت از آن دارد كه اين تغييرات صرفاً به عزل و نصب محدوده نبوده و احتمال دارد قاليباف در برخي سمت‌ها جايگزيني را در دستور كار داشته باشد. در اين رابطه برخي اخبار غيررسمي نيز حكايت از آ‌ن دارد كه يك گروه سه نفره متشكل از آقايان مرتضي طلايي، حسين ايازي و محمد يعقوبي شهردار تهران را در اين امور ياري مي‌دهند. ظاهراً شامگاه يكشنبه نيز مرتضي طلايي در نشست شوراي شهرداران حاضر بوده و نسبت به اجراي برخي امور شهري اعتراض كرده است. بيشتر اعتراضات طلايي متوجه عملكرد شهرداران مناطق 22گانه بوده است كه پيكان تحولات آتي شهرداري نيز پيش از ساير قسمت‌ها متوجه اين قسمت است. هنوز از جزئيات تغييرات احتمالي در ميان شهرداران مناطق اطلاع دقيق‌تري در دست نيست اما اخبار اوليه از اولويت تغيير در سه منطقه شمالي و مركزي شهر حكايت مي‌كند. ارتقاي پست يا بركناري تعدادي از سرپرستان مناطق شهري نيز از جمله مواردي عنوان شده كه در حوزه اختيارات گروه ويژه قاليباف براي ترسيم كابينه شهرداري تهران در دوره جديد گنجانده شده است.

جهت‌گيري اين تغييرات در پرده ابهام است اما با اين وجود برخي ناظران معتقد هستند افراد نزديك به جريانات تكنوكرات از اولويت بيشتري در به دست گرفتن مناصب اجرايي برخوردار هستند. قاليباف در تغييرات قبلي خود نيز به وضوح  علاقه‌مندي به چنين رويكردي را نشان داده است. بازگشت تعدادي از شهرداران عصر تكنوكرات‌ها به پست‌هاي پيشين خود و همچنين به‌كارگيري افراد ديگر نزديك به اين جريان در مناصب حساس‌تري چون معاونت شهردار از جمله دلايل پيش‌بيني‌كنندگان جهت‌گيري آينده شهرداري تهران به شمار مي‌رود. اين دسته همچنين با اشاره به حضور چند تن از نمايندگان منتسب به اين جريان در شوراي شهر و حمايت آنها از ابقاي مجدد قاليباف، بازگشت اين جريان را به نوعي اداي دين قاليباف نيز عنوان مي‌كنند. در اين بين موانعي از جمله گرايش سياسي اصلاح‌طلبانه اين جريان نيز پيش روي قاليباف قرار دارد كه تا حدود زيادي كار را براي شهردار تهران پيچيده مي‌كند. با توجه به گرايش غالب اصولگرايي در شوراي شهر توجه بيش از حد قاليباف مي‌تواند فعاليت شهردار را به مخاطره بيندازد كه ظاهراً اين امر از سوي يكي از مشاوران به قاليباف انتقال داده شده است. در همين زمينه يكي از نمايندگان شورا نيز تهديد كرده است در صورت وقوع چنين امري واكنش علني نشان خواهد داد. او از انجام تغييرات به شدت استقبال مي‌كند اما معتقد است «اين تغييرات نبايد به شكلي باشد كه شبهه بازگشت رويكرد زورمدارانه در شهرداري تهران ايجاد شود.»

ظاهراً به همين منظور است كه برخي نمايندگان همسو، از قاليباف خواسته‌اند هر چه سريع‌تر رويكردهاي ارتباط خود با مردم را در صحن غيرعلني شورا براي نمايندگان توضيح دهد. سخنگوي شوراي شهر تهران ظهر روز يكشنبه و پس از پايان نشست غيرعلني شورا با بيان اين خبر تاكيد كرد كه شهردار در انتصاب‌هاي خود مخير «صاحب اختيار» است. البته بسياري اين جمله سخنگو را «تعارفي رسانه‌اي» دانسته و بر همين اساس معتقدند چالش‌هاي شهردار تهران در حال شروع است. چالش‌هايي كه مي‌تواند در اختلاط با كدورت‌هاي به جاي مانده از روند انتخاب شهردار و همچنين مخالفت‌هاي سياسي به دردسرهاي بزرگي براي قاليباف تبديل شود.


 

نوشته شده توسط مهدي افروزمنش در ساعت 19:36 | لینک  | 

حتي در صورت شهردار ماندن هم بايد قاليباف را يك شكست خورده سياسي دانست. شكست خورده از اين  بايت كه او نشان داد به هيچ وجه يك بازيگر خوب در عرصه سياست ايران نيست و به راحتي فرصت هاي خود را به تهديد تبديل مي كند. اتفاقات چند ماهه اخير در حوزه انتخاب شهردار تهران بهترين مصداق بر اين مدعاست. جايي كه قاليباف با وجود برخورداي از زمان كافي و در اختيار داشتن امتيازهاي متعدد نتوانست سرنوشت را با دستان خود رقم بزند و ناخواسته آن را در يد اتفاقاتي گذاشت كه مي تواند به سود يا زيانش به وقوع بپيوندد. قاليباف در همين چند ماه پس از انتخابات شوراها نشان داد كه هنوز يك نظامي است و آنچنان بيگانه با اصول و قواعد بازي سياسي در ايران كه حتي از پس نيروهاي درجه سوم سياست ايران برنمي آيد. اين در حالي است كه ياران قاليباف او را در سطح اول سياست ايران دسته بندي مي كنند. متاسفانه براي اين مدعا در آشفته بازار سياست هيچگاه ادله كافي ارايه نشده است اما شايد همين اتفاق پيش آمده در جريان انتخاب شهردار آينده تهران دليل بر بي پايه بودن آن باشد.به اين موارد توجه كنيد.

1-   قاليباف از محبوبيت قابل ملاحظه به واسطه فعاليت مثبتش در شهرداري برخوردار شده بود كه        مي توانست در مذاكرات به عنوان امتيازي به كار رود.

2-   نمايندگان فهرست اصولگرايان اصلاح طلب به درست يا غلط از ابتدا به عنوان حامي قاليباف به مردم معرفي شدند و حتي گزافه نخواهد بود اگر بگوييم محبوبيت وي در آرا آنها تاثير داشته است.

3-     قاليباف از حمايت هاي نهادهاي خاصي نيز برخوردار بود.

4-     فضاي سياسي كشور به گونه اي بوده و هست كه قاليباف را در جايگاه  يك آلترناتيو مناسب  نشاند.

5-   قاليباف همچنين اولين شهردار در تاريخ تهران بوده است كه شش ماه زمان براي جلب آرا نمايندگان شورا جهت ادامه فعاليت خود در اختيار داشته است.

حال به سرنوشت اين امتيازات توجه كنيد كه قاليباف با بي درايتي خود تمامي آنها را به تهديد بدل كرد. او ابتدا با بدترين عملكرد فرصت شش ماهه را به زماني براي دشمن تراشي تبديل كرد و يا در بهترين حالت با بي توجهي به آن باعث شد اين فرصت در اختيار مخالفانش قرار بگيرد كه آنها نيز به خوبي از آن بهره بردند. در مرحله بعد همين عملكرد باعث شد كه نمايندگان فهرست منتسب به او به رغم بهره بردن از امكانات شهرداري در اختيار او در بزنگاه انتخاب بدون پرداخت هيچ هزينه اي به سمت مخالفان قاليباف بچرخند. قاليباف حمايت آن نهاد خاص را نيز تا حدودي از دست داد كه البته دلايل آن چندان روشن نيست اما تبعات آن اين روزها به خوبي براي قاليباف و يارانش نمايان است. تاكيد مي كنم، اين نكات نشاندهنده اين موضوع است كه قاليباف هنوز يك نظامي است كه تنها لباس هايش را تغيير داده است. او هيچ بويي از سياست نبرده كه يكي از دلايل آن مي تواند استفاده از مشاوراني باشد كه بدتر از خود او با سياست كاملا بيگانه هستند. مشاوراني كه اين باور را به شهردار فعلي قبولانده اند كه همه مجبورند به تو راي بدهند چون تو مدير قوي و برخوردار از كارنامه مثبتي هستي. بنابراين پربيراه نيست كه قاليباف خود را از رايزني بي نياز مي بيند و انتظار دارد كه همه و همه صرفا از او حمايت كنند. مخالفانش را هر كدام به چوبي مي راند. روزنامه نگاران را با اين توجيه كه پول گرفته اند و سياستمداران را با اين بهانه كه نمي فهمند. متاسفانه قاليباف و همراهانش دچار يك خود بزرگ بيني خطرناك شده اند كه طليعه هاي آن در انتخابات رياست جمهوري و اتفاقات آن نمايان شد. اين امر مانع از آن شده كه آنها بپذيرند عرصه سياست عرصه منافع است و هر كسي در اين حوزه به دنبال تامين حداكثر منافع براي خود و يا گروه متبوعش است. در اين عرصه كسي از روي علاقه به ديگري روي خوش نشان نمي دهد و اتفاقا در همين جاست كه اصل مذاكره به عنوان امري گريزناپذير و بسيار مهم جلوه مي كند. موضوعي كه قاليباف و حاميانش فاقد توانايي در انجام درست آن هستند كه دليلش مي تواند همان انگاره خود برتر بيني افراطي جاري در عملكرد آن باشد. به عنوان نمونه رجوعتان مي دهم به تمامي اظهارات مرتضي طلايي كه به عنوان مشاور ارشد و سخنگوي جريان قاليبافي ها ايفاي نقش مي كند.

نوشته شده توسط مهدي افروزمنش در ساعت 19:37 | لینک  |