محمد باقر قاليباف شهردار تهران ديشب در جريان افتتاح مسجدي در منطقه يك شهرداري حرفي زد كه دست كم براي من به عنوان پيگير كاراش جالب بود . قاليباف گفت(( توسعه فضاهاي مسجد ، يکي از اهداف مهم مديريت شهري است و توسعه و تجهيز آن در اولويت کاري شهرداري قرار دارد)).البته تا اينجا باهاتون موافقم كه هيچ اتفاقي جالبي رخ نداده است.اتفاق جالب اونجاست كه اين چندمين موضوعي كه قاليباف اون رو به عنوان اولويت كاري ونه يكي از اولويت هاي شهرداري و خودش عنوان مي كنه .يه بار اعلام كرده بود (( حل مشكلات جنوب شهر و حاشيه برخي مناطق به هر اندازه اي كه باشد اولويت کاري ما است)) و بار ديگه گفته بود ((راه اندازي خانه هاي سلامت در محله هاي مختلف شهر تهران در اولويت کاري است)).البته يه بار ديگه هم ساماندهي حمل ونقل و ترافيك شهري را به عنوان اولويت کاري شهرداري تهران عنوان كرده بود و بعد از همه اينها هم اولويت كاري شهرداري رو خواسته مردم در محلات دانسته بود.تا اونجايي كه من مي دونم هر مجموعه يا آدمي بيشتر از يه اولويت نمي تونه داشته باشه و بقيه موارد در رتبه پايين تري قرار مي گيرند و يا جمع بسته مي شوند. ما نمي تونيم هزارتا اولويت داشته باشيم ،همانطور كه نمي تونيم هزارتا بهترين يا بدترين يا قشنگترين داشته باشيم . اصولا اين قبيل كلمات براي ارزش گذاري و تاكيد استفاده مي شن كه فكر مي كنم اشتباه در كاربرد آنها مي تونه يه امتياز منفي براي گوينده باشه . البته اگر شهردار در رودربايستي با مخاطباش قرار نگرفته باشه .منتظر اتفاقات جديدي در شهر تهران باشيد .به نظر مي رسه كه رابطه قاليباف و احمدي نژاد آنقدر تيره شده كه حالا شهردار صراحتا تخلف مالي در شهرداري دوره احمدي نژاد را تاييد مي كنه.قاليباف امروز صبح به خبرنگارها گفت(اسناد اين هزينهها وجود دارد كه بايد در مورد آنها كارشناسي بيشتري صورت گيرد)اين جمله همزمان با ارسال نامه مجلس براي تحقييق و تفحص از شهرداري تهران به خودي خود اوج اختلافات رو نشون مي ده . بنابراين ظرف روزهاي اخير بايد منتظر انتقام احمدي نژاد و همچنين تعيين سرنوشت 300 ميليارد تومن هزينه بدون سند و خارچ از برنامه د ردوران شهرداي قبلي باشيم .هزينه هاي فاقد سند معمولا به هزينه هايي گفته مي شه كه هيچ اطلاعي از چرايي اونها در دست نيست .مثل موردي كه اسفند ماه 1384 رييس سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران تو يه جلسه خصوصي بهم گفت .عسگري از وجود يه چك يك ميلياردي خبر داد كه در آيام انتخابات صادر شده و اصلا معلوم نيست براي چي؟ البته از اين دست هزينه كردها زياده . مثل يك مورد مشابه ديگه در معاونت خدمات شهري . اما اينها فقط بخشي از مسايل است چون هنوز سرنوشت 4000 هزار متر تراكم تجاري واگذار شده به يك پيمانكار هم مبهم است . در شهرداري احمدي نژاد به بهانه ساخت منوريل اين تراكم ها به يك شركت خصوصي كه مي گن صاحبيش دوست شهردار بوده واگدار كرد كه البته منوريل هيچگاه ساخته نشد اما تراكم ها فروخته شد .ارزش اين تراكم ها 12 ميليارد تخمين زده مي شه.
ساعت يك نيمه شب سه شنبه وقتي با يكي از دوستان صحبت مي كردم به ياد اين شعر شاملو افتادم كه به نوعي تعبير ادبي تمام آنچيزي است كه او و من در باره آنها حرف مي زديم.
اينك!چشمي بي دريغ كه فانوس اشكش،
شوربختي مردي را كه تنها بودم و تاريك لبخند مي زند
آنك منم كه سرگرداني هايم را همه
تا بدين قله جلچتا پيموده ام
آنك منم پا بر صليب باژگون نهاده
با قامتي به بلندي فرياد
آنك منم ميخ صليب از كف دستان به دندان بركنده .
به نام پدربا وجود تمام نواقص فيلمنامه ايش و ضعف هاي فني اش كه از حاتمي كيا بعيد بود براي من ملموس ترين فيلم ضد جنگ ابراهيم حاتمي كيا به شمار مي ياد.دليلم هم روشنه .حاتمي كيا در مهاجر به خود جنگ پرداخت ،در بوي پيراهن يوسف به انتظار پس از جنگ و در كرخه به كمرنگ شدن ارزشهاي جنگ در اثر فشار واقعيت و تغيير زمانه .فيلمساز در ارتفاع پست تبعات اجتماعي جنگ را هدف قرارداد و در آزانس شيشه اي به تقابل جمگجويان و مردم با نام پدر جنگ رو از طريق خود جنگ به لجن مي كشه .به نام پدر داستان جنگي است كه هيچ وقت تموم نمي شه ،داستان بي اخلاقي هاي جنك و همچنين تداوم جنگ .به سكانس هاي ابتدايي فيلم توجه كنيد،دخترك قبل از انفجار يك نيزه تاريخي پيدا مي كنه و درست چند لحظه بعد انگار همين نيزه كه اون حتي نمي دونه مال كيه منفجر مي شه ،پس جنگ هميشه ادامه داره حتي اگه هزاران سال از وقوع آن گذشته باشه .اتفاقابع همين دليل كه جنگجويان هميشه پاسخگو باشند. ضمن اينكه اين انتقاد حسين رو هم بي انصافي مي دونم كه در فيلم هاي حاتمي كيا نسل جنگ (من اصلا با اين تعبير مشكل دارم )هيچوقت فرصت دفاع فعالانه از عملكرد خود را پيدا نكردند .فكر مي كنم لازمه حسين يك بار ديگه و با دقا بيشتر آژانس رو نگاه كنه به خصوص سكانس قصه كويي حاج كاظم رو .ضمن مي شه به كرخه و موج مرده و روبان هم نگاه دوباره اي انداخت .ضمن اينكه اين انتقاد رو وارد نمي دونم چون بايد فيلم رو از منظر نسل پس از جنگ نگاه كرد كه الان دارن قربوني مي شن. در عالم واقعيت روزانه 2/2 نفر دارند مثل دختر فيلم به نام پدر بر اثر انفجار مين مصدوم و يا كشته مي شن.مطابق آمارهاي رسمي اكثر قرباني ها زن و كودك هستند و بدتر از اون اينكه حدود 16 ميليون مين در 5 استان ايران در انتظار قرباني هستند و همه اين ها از اثرات جنگه . ايا غير از اينه كه جنگاوران بايد در قبال اين ادمهاي بيگناه پاسخگو باشند .جنگاوران اگه با آرمان جنگيدند الان ما بايد بدون آرمان قربوني بشيم .يادم يكبار يك پسر مصدومي درایلام به ام گفت :واقعا من چكار كرده بودم كه بايد دو تا دست و يك پا و يه چشمم رو از دست بدم .اون حتي نمي دونست جنگ چرا و در چه سالي شروع و در چه سالي تموم شده .اما اينو مي دونست كه پس از 14 سال از پايان جنگ اثرات اون تا نزديكي هاي خونشون مي رسه .مين ها كثيف ترين ابزار جنگي هستند و همه كساني كه از اون استفاده كردند بايد پاسخگوي نسل ما باشند.از اين فرصت استفاده مي كنم و ازتون دعوت مي كنم به ما در كانون مشاركت در پاكسازي مين بپيونديد .
امروز سعي كردم با انتشار اين ويژه نامه نظرات همه صاحبنظران در مورد انتخابي شدن شهرداران و لايحه اصلاح قانون شوراها را جمع بندي بكنم اميدوارم كه اين قبيل كارها بتونه در راي ما در 24 آذرماه (انتخابات شوراها)تاثير بذاره .نظر قالیباف هم از طریق یه گفتگو اومده.
ديروز جمعه و بالاخره پس از هفت سال يا بيشتر محمدرضا خاتمي مرد خوش پوش و خوش صحبت جبهه مشاركت سمت دبيركلي حزب رو به ميردامادي واگذار كرد.اصولا نه خيلي خاتمي را مي شناسم ونه ميردامادي رو و بدتر از اون سياست رو .جبهه رو هم اونقدر ميشناسم كه از تحليل هاي دوستان نزديكم حسين و علي و احمد و .... استفاده مي كنم .بنابراين از همين ابتدا در مورد تحليل سياسي در اين رابطه و اينكه با اين تغيير چه تغييراتي در استراتژي هاي حزب به وجود مياد و اينكه ايا خط امامي ها قدرت مي گيرند يا راديكالها جدا مي شوند دستم رو به نشانه تسليم مي برم بالا اما با اين وجود اميدوارم كه مشاركت به عنوان يك حزب اصلاح طلب دست كم در اين دوره اهميت بيشتري براي مسايل اجتماعي قايل بشه . اصولا فكر مي كنم در شرايط فعلي اين تنها راه نزديك شدن به مردمه و حزب مي تونه از طريق اين مباحث به جذب نيروهاي بيشتري اميدوار باشه .تا به امروز که جبهه مشارکت در این عرصه یک بی تفاوتی شدید رو از خودش نشون داده و هممه مسایل رو از زاویه سیاست دیده است.
تمامي الفاظ جهان را در اختيار داشتيم
و آن نگفتيم كه به كار آيد
چرا كه تنها يك سخن در ميانه نبود
آزادي
ما نگفتيم
تو تصويرش كن
ديروز مدير عامل زيبا سازي در يك نشست مطبوعاتي به خبرنگاران گفت كه سازمان متبوعش قصد دارد میدان ونک را 9 متر به زیر زمین ببرد .در زیر زمین هم محل عبور پیاده ها را با شش دهلیز تعبیه كند و پيادهها با پله برقی به زیر زمین هدایت شوند. ملاصالحي در ادامه گفت یک پارکینگ طبقاتی 10 طبقه هم در اونجا احداث مي شود و ((ساخت آبنما روی زمین هم در طرحمون دیده شده)).گزارش كامل اين سخنان را در روزنامه هاي امروز و همچنين در تهران-شهر مي تونيد بخونيد . اما دليل اين فكر جالب از خوده كار جالبتر .اگه توجه كرده باشيد همان ابتداي ميدان ونك در خيابان وليعصر يه زمين بسيار بزرگي به صورت متروكه وجود داره كه با فنس فلزي محصور شده .اين زمين حدودا 3000هزار متري قبل از انقلاب يك مكان تفريحي بود كه توش ميني گلف بازي مي كردند و بعد از انقلاب مصادره و به ستاد اجرايي فرمان امام رسيد. كاربري اين زمين در طرح جامع سال 1371 فضاي سبز تععين شد كه البته به دليل ارزش زمين و همچنين قدرت ستاد شهرداري نتونست اونو بخره البته مذاكرات تا دو سال پيش براي خريد و تبديل اين زمين به پارك در جريان بود كه در اخرين بار به اين دليل به بن بست رسيد كه ((اگر اونجا پارك بشه دخترا و پسرا جمع مي شند و مي شه محل فساد)). يه مدتي هم قرار بر تاسيس يك مسجد و پارك بود كه اونهم به سرانجام نرسيد.
اما با اين اظهارات مديرعامل سازمان زيبا سازي به نظر مي رسه كه اخرين راه حل به نتيجه رسيده است. يه شركت وابسته به ستاد اجرايي فرمان امام از دو سال قبل قصد كرده بود كه در اين زمين يه برج 50 طبقه بسازه كه البته به دليل حجم ترافيك منطقه و همچنين كاربري فضاي سبز همواره در كميسيون ماده 5 با مخالفت روبروميشد.براي همين شركت شروع به انجام مطالعه اي كرد كه براساس اون يكي از راهكارها همين طرح و البته زير زمين بردن خيابان بود كه انگار با دومي موافقت شده است.در اين زمينه اطلاع دقيقي ندارم اما مطمئن هستم كه اين شركت از دكتر اردلان يكي از اعضاي تيم طراحي برج العرب شهر دوبي براي طراحي اين سيتي سنتر دعوت كرده و اونهم طرح اوليه را كشيده و تحويل داده است .اين نشون مي ده كه شركت چقدر به احداث اين برج مطمئن است.اگه اين بار از كنار اين زمين رد شديد به گوشه شمالي زمين در نبش خيابان خدامي (بيژن سابق)دقت كنيد تا تابلوي اين برج را ببينيد((محل احدات مركز تجاري ونك)) و بعد با خيابان وليعصر خداحافظي كنيد چون با احداث اين برج ديگه چيري به نام خيابان وليعصر نخواهيم داشت.اگه يادتون باشه چند سال قبل هم مي خواستند با تعريض اين خيابون بهش گند بزنند كه البته نشد.من يكي از افتخارات دوران خبرنگاري ام اينه كه با انتشار مذاكرات محرمانه تعريض خيابان وليعصر و به دنبالش مقاومت هاي دوستداران خيابان مانع انجام اين كار شدم .اميدوارم اين بار هم موفق بشيم.

خوب ظاهرا كه قرار نيست اين موضوع منوريل به اتمام برسه .در آخرين خبر شنيدم كه دولت فشار زيادي به شهرها مي ياره كه منوريل ايجاد كنند حتي گفتند كه با يه واسطه به شورا پيغام رسيده كه اگر منوريل رو احداث كنند دولت حاضره تمام هزينه هاي اونو تقبل كنه . در جريان احداث منوريل در تهران تا همين الان هم هزينه هاي زيادي انجام شده است . در دوران شهرداري آقاي احمدي نزاد به ازاي احداث منوريل به يه پيمانكار 4000متر مجوز ساخت تجاري در آريا شهر داده شد كه البته ماحصلش فقط چند تا ستون كنار ايستگاه متروصادقيه شد.مي گن كه پيمانكار همه فضا ها رو هم فروخته.
خيلي مسخره است .داشتم به ليست 7000 خيابان و بزرگراه و كوچه موجود در تهران نگاه مي كردم و متوجه شدم كه در اين شهر بزرگ هيچ خياباني به نام مشروطه نامگذاري نشده است .
اين رو بذاريد در كنار اين نكته كه الان ما در استانه صد سالگي مشروطه هستيم و ظرف روزهاي اخير چه قدر آقايان از تاثيرات مشروطه و اهميت آن حرف زده اند و جالبتر اينكه نامگذاري خيابانها و بزرگراهها در ايران در اختيار نهادي است(شهرداري)كه وجودش رو مديون مشروطه است.دارم به اين فكر ميكنم كه با جمع آوري امضا از قاليباف بخواهيم كه اين كار رو انجام بده .
در قفل در كليدي چرخيد
لرزيد بر لبانش
لبخند
همچون رقص آب بر سقف از انعكاس تابش خورشيد
در قفل در كليدي چرخيد
بيرون سپيده دمان ماننده يكي نت گم گشته
مي گشت پرسه پرسه زنان گرد سوراخ هاي ني
دنبال خانه اش
در قفل در كليدي چرخيد
از دیشب تا حالا تو فکر این شعرم و چند وجهی بودن آن .شاملو این شعر را اگر اشتیاه نکنم به بهانه اعدام مرتضی کیوان سروده و اسمش رو هم گذاشته ساعت اعدام اما بیاید و این اسم رو فراموش کنید و تصویر یک احساس عاشقانه را در نظر بگیرید .
امروز كتاب احمدي تژاد معجزه هزاره سوم نوشنه همسر الهام را مي خوندم كه برام خيلي جالب بود و بد نمي دونم اگر كسي اونو بخونه .احمدي نژاد در اين كتاب واقعا در فامت يك نجات دهنده تصوير شده ضمن اينكه حملات نويسنده به كانديداهاي راست هم واقعا خواندني است
چند تا خبر داشتم هم كه فكر مي كنم بد نيست شما هم بدانيد ظاهرا بعد از تعطيلات مجلس بحث 350 ميليارد تومن هزينه بدون سند شهرداري در دوران آقاي احمدي نژاد به صورت جدي تري پيگيري مي شه به خصوص اينكه معلوم شده مبلغ كلاني از اين مبلغ اصلا فاكتور هم نداشته .سردار مرتضي طلايي فرمانده انتظامي تهران بزرگ هم انگار ، قصد داره در انتخات ميان دوره اي مجلس در تهران شركت كنه.
چند روز قبل براي تكميل پرونده اي كه از حدود دو سال قبل روي آن كار مي كردم يعني بررسي وضعيت زنان روسپي و قاچاق دختران به واسطه يكي از آشنايان موفق به صحبت با زن ميانسالي شدم كه ظاهرا در محله گيشا يك خانه را اداره مي كرد وقتي فهميد كه روزنامه نگارم از دادن آدرس خودداري كرد اما چيزهايي رو تعريف كرد كه واقعا تكان دهنده بود.از اونجا كه مطمئن هستم اين مطالب را هيچوقت نمي تونم چاپ كنم قسمت هاي مهمش رو اينجا مي نويسم .اين خانم كه خودش رو مهناز معرفي كرد و معتقد بود كه قيمت خودش كمتر از 100 هزار تومن نيست مدعي بود كه در عرض كمتر از 20دقيقه مي تونه براي مشتري هاش ((دختر))جور كنه ((از 14 سال به بالا و در هر رنگي )).جوري حرف مي زد كه فكر مي كردي داره در مورد يك كالا صحبت مي كنه ناخوداگاه ياد حرف هاي يه دختر فراري افتادم كه يه بار تو پارك ملت بهم كفت ((ما مثل يه دستمال كاغذي هستيم )).در همین زمینه یه بار یه مقام دولتی از گزارشی برام می گفت که توی اون سن فحشا ۱۳ سال بوده و این گزارش برای تمام مقامات رده بالای نظام ارسال شده .

امروز سالروز مرگ احمد شاملو شاعر بزرگ ايران است . از زماني كه يكي از دوستان اولين شعر شاملو(در اين جا چار زندان ..........) را در سينماي عصر جديد براي من خواند (مرتضي رحيم نواز هميشه ممنونت خواهم بود)تا به امروز شاملو و اشعارش ساعات زيادي از اوقات روزانه به خصوص شبها را به خود اختصاص داده اند . در اين مدت شاملو رفته رفته از يك شاعر صرف براي من خارج و به يك راهنما تبديل شد به نحوي كه هم اكنون يكي از حسرت هاي زندگي ام از نزديك نديدن اوست با وجودي كه مي گويند از نزديك دافعه زيادي داشته است.از اونجا كه به شاملو علاقمندم در موردش تحليلمو نمي گم اما به جد معتقدم كه انسان گراترين شاعر معاصر ايران بوده و خواهد بود. فروغ فرخزاد هم اونو با استعداد ترين شاگرد نيما مي دونست. پيشنهاد مي كنم اشعارش رو با دقت بخونيد.
من بودم و شدم
نه زان گونه كه غنچنه اي گلي ..................
راست بدان گونه كه كه عامي مردي شهيدي
تا اسمان بر او نماز برد
با چند روز تاخیر فکر میکنم موقعیت خوبی باشه برای اینکه به برگزاری نمایشگاه حجاب اسلامی در ایران یک نگاه دوباره بندازیم .این نمایشگاه به نظر من از چند جهت می تونه به عنوان پیروزی برای مردمایران تلقی بشه. اول از اين بابت كه نهادهاي امنيتي (وزارت كشور و ناجا كه برگزار كننده نمايشگاه بودند)فهميدند كه با برخورد كاري از پيش نمي برند و دومي كه مهمتر هم است در اين نمايشگاه رسمي جمهوري اسلامي پوششي را پذيرفت كه تا چند سال پيش اونا رو مصداق بد حجابي مي دانست مثلا اينكه الگوي ارايه شده در اين شو شامل خانم هاي بدون جوراب و با لباسهاي رنگ جيغ ميشد.


توجه داشته باشيد كه تا همين چند وقت پيش خانم هاي بدون جوراب تكفير مي شدند ،همچنين به ياد داشته باشيد كه اين نمايشگاه را دو نهاد امنيتي برگزار كردند.من اسم اين اتفاقات را پيروزي يك حركت ناخودآگاه مردمي مي ذارم و دليلش رو هم ايستادگي مردم سر چيزي مي دونم كه بهش اعتقاد قلبي دارند. خيلي از ما پوششمون را اصلي ترين حقمون مي دونيم و بر سر اون با هيچكس معامله نمي كنيم .